تبلیغات
[تازه های فیلم و سینمای ایران و جهان]





آخرین نفس های گیشه [سینمای ایران , ]

نام فیلمتعداد سینماروزهای نمایشفروش کل
کلاهی برای باران۱۳۱۸۱۵۰
نصف مال من نصف مال تو۱۸۳۱۳۰۰
قاعده بازی۱۶۲۶۱۸۰
پاداش سکوت۴۳۸۱۴۰
محاکمه۱۴۳۸۲۰۰
ادیسونتک سکانس۳۳۱۱
زندگی دومتک سکانس۱۱۵

نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 10 مهر 1386 و ساعت 09:10 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 10 مهر 1386 و ساعت 09:10 ق.ظ


لینک ثابت || نظر بدید [--]

نیکولاس کیج در نقش مگنوم [سینمای جهان , ]

نیکلاس کیج به زودی در ساخت مجدد فیلم دهه هشتادی« مگنوم » بازی خواهد کرد. هنرپیشه فیلم« روح سوار » در حال انجام مذاکرات لازم برای نقش توماس مگنوم کارآگاه خصوصی باادب و فهیم این فیلم است، نقشی که در نسخه اصلی توسط« تام سلک» ایفا شد. گفته می شود کیج کاملا تحت تاثیر فیلم نامه قرار گرفته و به طور جدی درباره آن فکر می کند. فیلمنامه این فیلم کمدی و جنایی است و بسیار جذاب به نظر می رسد. ابتدا قرار بود جورج کلونی نقش مگنوم، کمدین انگلیسی و ریک جرویس نقش رییس انگلیسی او جاناتان هیگنز را بازی کنند ولی جرویس بازی در این پروژه را رد کرد و برنامه عوض شد. کیج به تازگی یک قصر قدیمی انگلیسی را به قیمت پنج میلیون پوند خریداری کرده است و قصد داردسپتامبر امسال به همراه همسرش آلیس لیم و پسر دوازده ساله اش« کال ال » به این قصر که « میدفورد کسل » نام دارد نقل مکان نماید. زیرا تا آن تاریخ دستمزد 57/4 میلیون پوندی اش برای فیلم جدید رسما پذیرفته خواهد شد.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 10 مهر 1386 و ساعت 09:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نظر بدید [--]

کوتاه از برخی بازیگران سریال های رمضان [سینمای ایران , ]

حامد کمیلی به سیاق کارهای اخیر مقدم در اغما هم حضور پیدا کرد. حامد کمیلی که در اکثر کارهای اخیر سیروس مقدم حضور داشته در جدیدترین کار او هم حضور پیدا کرد تا به یکی از بازیگران ثابت این کارگردان تبدیل شود. کمیلی در اغما نقشی متفاوت را برعهده دارد. در روزهای تولید گروه به شدت قصد داشتند جزئیات نقش و شخصیت او به بیرون درز نکند. حضور در اغما و دیده شدن در باکس پربیننده ای چون رمضان برای کمیلی که مرحله مشهورشدن را پشت سر می گذارد، اتفاق خوبی است.

هانیه توسلی، میوه ممنوعه سومین تجربه سریال او بعد از غریبه و وفا به حساب می آید. هانیه توسلی که بعد از غریبه به هیچ عنوان حاضر نبود در سریالی تلویزیونی جلوی دوربین رود و به قول خودش از تلویزیون خداحافظی کرده بود، دو سال قبل عهد خود را با وفا شکست. سریالی که توسط محمدحسین لطیفی کارگردانی شد و توانست نظر مردم و منتقدان را به خود جلب کند. این موفقیت وفا ظاهرا به مذاق توسلی خوش آمد و باعث شد او امسال هم حضور در سریال میوه ممنوعه را بپذیرد. سریالی که توسلی با آن همچون وفا می تواند محبوبیت خاصی را نزد مخاطب میلیونی تلویزیون پیدا کند.

رضا بابک بعداز مدت ها دوباره نقش اول یک سریال را برعهده گرفته است. رضا بابک در یک وجب خاک شخصیت محوری کار را بازی می کند و به نوعی به عنوان لیدر یک کار کمدی مردم را به خنده وا می دارد. لیدری که به نظر می رسد انتخابش آنچنان که باید و شاید درست انجام نشده است چون به هر حال سالها از حضور بابک در نقش اول کارها می گذرد و ذائقه مردم هم روز به روز تغییر پیدا می کند. بابک پیش از این هم تجربه حضور در کارهای مناسبتی را داشته که به رمضان چند سال قبل برمی گردد.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 10 مهر 1386 و ساعت 09:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نظر بدید [--]

امین حیایی، سپیده دم همزمان با کلاه پهلوی [سینمای ایران , ]

امین حیایی به احتمال فراوان در سپیده دم به کارگردانی شهرام شاه حسینی بازی خواهد کرد. امین حیایی که این روزها مشغول بازی در سریال تلویزیونی کلاه پهلوی است از طرف دست اندرکاران پروژه جدید شاه حسینی برای بازی در نقش اصلی این فیلم انتخاب شده تا طی یکی، دو ماه آینده جلوی دوربین برود. با توجه به حضور تمام وقت حیایی در سریال سید ضیاء الدین دری، این بازیگر باید همزمان در سپیده دم و کلاه پهلوی بازی کند. حسین فرح بخش چندی قبل موفق شد به کارگردانی شاه حسینی پروانه ساخت سپیده دم را دریافت کند. پیش از این صحبت از بازی محمدرضا گلزار در این فیلم بود تا برای دومین بار بعد از کلاغ پر با این کارگردان همکاری کند. آخرین فیلمی که از حیایی به نمایش درآمد، اخراجی ها بود.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ


لینک ثابت || نظر بدید [--]

ترانه علیدوستی، *تردید* با واروژ کریم مسیحی [سینمای ایران , ]

ترانه علیدوستی در حالی که این روزها مشغول بازی در فیلم سینمائی« کنعان» به کارگردانی مانی حقیقی است، قرارداد بازی در« تردید» را امضا کرده است تا برای دومین بار همبازی بهرام رادان شود. ترانه علیدوستی قرار است نقش اصلی فیلم تازه کریم مسیحی را بازی کند. به احتمال فراوان عزت ا... انتظامی و جمشید هاشم پور هم دیگر بازیگران« تردید» خواهند بود. طبق برنامه ریزی اولیه این فیلم نیمه شهریور ماه در تهران کلید می خورد. علیدوستی این روزها به همراه بهرام رادان، افسانه بایگان، محمدرضا فروتن مشغول بازی در« کنعان» است. او قرار بود یکی از نقش های اصلی« دایره زنگی» را بازی کند که به دلیل قراردادش با پروژه« تردید» از حضور در این فیلم عذرخواهی کرد. فیلم قبلی این بازیگر« چهارشنبه سوری» بود که اوایل سال گذشته اکران عمومی شد.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ


لینک ثابت || نظر بدید [--]

حمید فرخ نژاد، پایان ارکستر [سینمای ایران , ]

حمید فرخ نژاد به تازگی بازی اش در فیلم ارکستر چگونه هماهنگ می شود به کارگردانی محمد احمدی به پایان رسیده است. حمید فرخ نژاد تمام دو ماه گذشته را درگیر بازی در این فیلم بود. ارکستر چگونه هماهنگ می شود داستان سه خانواده است که دست تقدیر آنها را به هم پیوند می دهد. پریوش نظریه، احمد مهران فر و حبیب دهقان نسب همبازی فرخ نژاد در این پروژه هستند. فرخ نژاد از سال قبل فیلم آتشکار به کارگردانی محسن امیریوسفی را در نوبت اکران دارد. مراحل فنی این فیلم هنوز به پایان نرسیده است. فرخ نژاد در آتشکار نقش مردی را بازی می کند که به دلیل مشکلاتی با روح پدرش درگیر می شود. این بازیگر سال گذشته مشغول بازی در حلقه سبز به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا بود که قرار است مونتاژ همه قسمت های آن تا پایان شهریورماه به پایان برسد و اوایل پاییز از تلویزیون پخش شود.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نظر بدید [--]

گلشیفته فراهانی،سفر به فرانسه [سینمای ایران , ]

گلشیفته فراهانی در حالی که عنوان می شد قرار است در فیلم جدید پریسا بخت آور یکی از نقش های اصلی را بازی کند به دلیل سفر ناگهانی اش به خارج از ایران این همکاری میسر نشد. گلشیفته فراهانی چندی قبل عازم فرانسه شد تا به احتمال فراوان در یک فیلم سینمائی محصول فرانسه ایفای نقش کند. او چند روز قبل از سفرش به این کشور با دست اندرکاران فیلم پریسا بخت آور وارد مذاکره شده و حتی اظهار تمایل کرده بود در دایره زنگی نقشی را برعهده بگیرد. جایگزین فراهانی، بهاره افشاری( بازیگر کلاه پهلوی ) شده تا او به زودی جلوی دوربین بخت آور برود. گلشیفته فراهانی به تازگی بازی اش در دیوار به کارگردانی محمدعلی طالبی به پایان رسیده است. او قرار است پس از بازگشت از فرانسه در لاک پشت ها به کارگردانی ابوالحسن داودی ایفای نقش کند. فراهانی یکی از بازیگران احتمالی نقاب زیبا به کارگردانی داریوش مهرجویی است.


نوشته شده توسط نازی در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ


لینک ثابت || نظر بدید [--]

* رابرت دنیرو * [بیوگرافی , ]

«رابرت دنیرو»ی 62 ساله، پس از بازی در بیش از هفتاد فیلم و با پیشینه چهل سال در عرصه بازیگری، شمایل بی‌همتای یک بازیگر مولف و صاحب سبک است. «مارلون براندو»ی فقید که روزگاری نماد کاملی از غایت بازیگری بود و همه -حتی جیمز‌دین- او را الگوی خود قرار می‌دادند سالها بود که کم‌کار و چاق شده و بیشتر فیلمهایش را بدون وسواس انتخاب می‌کرد. این اواخر براندو به جای تلاش برای ارائه نمونه‌ای از بازیهای درخشانش فقط به خاطر شهرت و اعتبارش پول می‌گرفت و به همین سبب نقشش را به ساده‌ترین نحو ممکن بازی می‌کرد. از این‌رو دنیرو -که از همان سالهای نخست بازیگری جانشین شایسته «براندو» به شمار می‌آمد- جایگاه کنونی‌اش را نیز از براندو به ارث برده و به باور و انتخاب بسیاری از منتقدان و تماشاگران همواره در صدر فهرست بازیگران توانمند معاصر سینمای جهان قرار می‌گیرد. براستی چه چیزی «رابرت دنیرو» را چنین بی‌مانند ساخته است؟ تعداد اسکارهایش؟ نه. زیرا او تنها دوبار مجسمه طلایی اسکار را در دستانش گرفته و چندین بار هم نامزد دریافت این جایزه بوده است که برخی بازیگران از این لحاظ بالاتر از وی قرار دارند. هواخواهان بسیارش؟ باز هم پاسخ منفی است، چرا که دنیرو برخلاف موفقیت‌های بسیارش در زمینه بازیگری هیچگاه بازیگر موفق تجاری نبوده و تهیه‌کنندگان چندان برایش سر و دست نشکسته‌اند که دستمزد بالایی برای حضور در فیلمهایشان به او بدهند. تنها چند سال است که «دنیرو» مسیر بازیگری‌اش را تغییر داده و با روی آوردن به فیلمهای اکشن و کمدی گیشه را هم فتح می‌کند. او در سال 1999 برای بازی در فیلم «این را تحلیل کن» هشت میلیون دلار دستمزد گرفت.

کارهای عجیب و غریبش برای ایفای نقش همچون 30 کیلو اضافه وزن برای بازی در فیلم «گاو خشمگین»؟ باز هم باید گفت خیر. «دنیرو» چند سالی از این نظر رکورددار بود چون «وینسنت دانافریا» با اضافه کردن 35 کیلو برای بازی در فیلم «غلاف تمام‌فلزی» سبب شد کار «دنیرو» چندان هم غریب به نظر نیاید. در حقیقت «رابرت دنیرو» سه ویژگی دارد که او را میان بزرگان بازیگری کم‌نظیر می‌کند. نخست اینکه سبک بازی و فرورفتن او در نقش ها به گونه‌ای است که کمترین اثری از شخصیت خودش باقی نمی‌گذارد، بدین‌معنا که او چنان شخصیت‌های جدید و متفاوتی خلق می‌کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هیچ شباهتی با «رابرت دنیرو»ی واقعی ندارند.
از این‌رو شخصیت‌های مختلف وی در فیلمها تفاوت چشمگیری باهم داشته و اثری از تکرار در آنها دیده نمی‌شود. برخلاف وی «آل‌پاچینو»، «جک نیکلسون»، «جین هاکمن» و برخی دیگر علیرغم بازی‌های بیادماندنی‌شان، به گونه‌ای در نقش فرو می‌روند که شخصیت شناخته شده‌شان تا حدی قابل تشخیص است. اما «آل‌کاپون» در «تسخیرناپذیران» جز شباهت ظاهری هیچگونه نقطه اشتراکی با «سام» در فیلم «رانین» ندارد. تماشاگری که چندان پیگیر فیلمهای دنیرو نیست ممکن است به هیچ وجه متوجه نشود که نقش «لویی گارا» در «جکی براون» و «ویتوکورلئونه» در فیلم «پدرخوانده2» را یک نفر بازی کرده است. «تراویس بیکل» عصبی و نچسب «گاو خشمگین» کجا و «نیل مکسالی» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنیرو» در چنان عمقی از نقش فرو می‌رود که دیگر خود او را نمی‌بینیم و این یکی از ویژگی‌های بی‌نظیر بازیگری است. ویژگی دیگر بازیگری وی، سبک مینی‌مالیستی اوست، در حالی که بسیاری از بازیگران با نمایش اغراق‌آمیز و همه‌جانبه ویژگی‌های یک شخصیت، به معرفی فرد می پردازند، دنیرو تا آنجا که می‌تواند شخصیت را کمتر «نمایش» می‌دهد زیرا بر این باور است که: «ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات‌مان را نشان دهیم بلکه بیشتر در پی پنهان کردن آن هستیم».

از اینروست که در عرصه بازیگری نیز در نمایش احساس و اندیشه شخصیت‌ها از طریق حرکت، نگاه و سخن خست به خرج می‌دهد. بهترین نمونه برای این سبک از بازی «دنیرو» را می‌توان در فیلم «مخمصه» دید. اگرچه این سبک بازیگری وی در فیلمهای «پدرخوانده2»، «رفقای خوب»، «رانین» و «امتیاز» آشکارتر است اما به سبب قابلیت مقایسه با سبک بازی متفاوت «آل‌پاچینو» در فیلم «مخمصه» بیشتر به چشم می‌آید. در فیلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازیگری در مقابل هم قرار می‌گیرند: «رابرت دنیرو» و «آل‌پاچینو». دو بازیگر هم‌نسل و تحسین‌شده که پس از منتفی شدن حضور «دنیرو» در «پدرخوانده3» سرانجام در فیلم «مخمصه» توانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند. او در «مخمصه» در نقش یک خلافکار باهوش، بازی زیرپوستی درخشانی دارد و بدون هیچگونه نمایشی از بروز احساسات تنها زرنگی، هوش، تنهایی و مسئولیت پذیری «نیل» را نشان می‌دهد. در مقابل «پاچینو» همچون همیشه بازی خوبش را از طریق تحرک دائمی، واکنش‌های عصبی، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمی چشمانش نشان می‌دهد.
به این ترتیب در «مخمصه» فرصت مقایسه سبک مینی‌مالیستی «دنیرو» در برابر سبک متضاد «پاچینو» فراهم می‌شود و در نتیجه ارزش کار او بیش از پیش به چشم می‌آید. حتی «پاچینو» که یکی از نوابغ بی‌چون و چرای بازیگری است و اتفاقا یکی از بهترین بازی‌هایش را هم در همین فیلم -مخمصه- ارائه داده مقهور بازی دنیرو می‌شود.

«دنیرو»یی که در نهایت خست احساساتش را نمایش می‌دهد و فیلم را از آن خود می‌کند. صحنه رستوران و قتل پایان فیلم «مخمصه» را به یاد آورید، صحنه‌ای که فرصت مناسبی برای تماشای مواجهه آنان است و اینکه چطور بازی «دنیرو» بر «پاچینو» پیشی می‌گیرد. سومین دلیل موفقیت «دنیرو» پشتکار، تلاش و نبوغ اوست. وی برای ایفای بسیاری از نقش‌هایش چنان تلاش می‌کند که در توان کمتر بازیگری می‌توان آن راسراغ گرفت او برای بازی در «گاو خشمگین» جدای از افزایش وزن، چندین ماه هم تمرینات سخت ورزشی انجام داد تا بتواند بخوبی نقش یک بوکسور را ایفا کند.
وی برای بازی در فیلم «شکارچی گوزن» ساخته «مایکل جیمینو» مدتها با کارگران اوهایو زندگی کرد، با آنها در رستوران نشست و به خانه‌هایشان رفت تا ویژگی‌های رفتاری و گفتاری‌شان را بیاموزد.
حتی به خاطر نقش کوتاهی که در فیلم «دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند» با هزینه خود به ایتالیا رفت تا راجع به گروهی خاص تحقیق کند. پیش از آغاز فیلمبرداری «کازینو» کت و شلوار و جلیقه می‌پوشید، در استودیو با تفاخر راه می‌رفت و با خود می‌گفت: «من مالک اینجا هستم،» حکایت وسواس‌های بیش از حد او هنگام ساخت فیلم، نیز زبانزد کارگردانان است. «دنیرو» به سبب سابقه تئاتری‌اش بشدت به تمرین و روخوانی فیلمنامه معتقد است و هنگام فیلمبرداری هم به هر نتیجه‌ای رضایت نمی‌دهد. نماهای او (به درخواست خودش) به برداشت‌های بسیار می‌انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترین بازی ممکن را ارائه داده است. این تلاش و سختگیری در کنار استعداد فراوان وی، «دنیرو» را در فهرست بزرگترین بازیگران تاریخ سینما جای داده است. بسیاری از نقش‌های او فراتر از خود فیلمها جاودان و در یادها ماندگار شده‌اند. بسیاری از جمله‌هایی که در فیلمها می‌گوید در ذهن تماشاگران یادآور لذت تماشای قدرت بازیگری او شده است. مثل تکرار چند باره: «با من صحبت می‌کنی؟ در فیلم «راننده تاکسی» و جمله «منو نگاه کن» در «مخمصه». دنیرو چند سالی است که در انتخاب نقش‌هایش تنوع بخشیده است. او در سال 1999 نقش «پل‌‌ویتی» را در کمدی «این را تحلیل کن» بازی کرد که به نوعی هجو شخصیت‌های مافیایی بود که پیش‌تر آنها را بازی کرده بود. سال بعد از آن هم نوبت به ایفای شخصیت کارتونی رهبر بی‌باک در فیلم «راکی و بولوینکل» رسید. به نظر می‌رسد که در سالهای اخیر نقش‌های کمدی به تدریج نسبت بیشتری از شخصیت‌هایی که او ایفا می‌کند را به خود اختصاص داده است، هر چند که بازی خوب او در نقش‌های کمدی سبب بروز جنبه دیگری از استعداد فراوان او می‌باشد، اما در مقابل حضور و بازی در آثاری چون «زمان نمایش» به اعتبار «دنیرو»ی بزرگ لطمه می‌زند. او باید قدر موقعیت کنونی‌اش را بداند و مثل «مارلون براندو» آن را از دست ندهد. «دنیرو» هنوز هم می‌تواند بهترین باشد و هر صحنه و فیلمی را «حتی مقابل آل‌پاچینو» از آن خود نماید. او هنوز هم می‌تواند -همانطور که در فیلم «مخمصه» رو به دوربین می‌گفت- به تماشاگر بگوید: «منو نگاه کن،» دنیرو شانس همکاری با فیلمسازان صاحب‌نام و بزرگی چون «برایان دی‌پالما»، «فرانسیس فورد کاپولا»، «سرجیو لئونه»، «برناردو برتولوچی»، «مارتین اسکورسیزی» و... را داشته است. بازی دنیرو دیده نمی‌شود که فهمیده می‌شود. از این‌رو روح سرکش و ناآرام وی -که در کالبدی به ظاهر آرام مخفی است- تماشاگر را مجذوب بازی درونی خویش می‌کند. شاید به همین دلیل او ترجیح می‌دهد کمتر وقتش را صرف سخن گفتن کرده و نگاه کردن و خاموشی را برمی‌گزیند. او با نگاه جستجوگرش که نگاه واقعی یک بازیگر است پیرامونش را می‌کاود.

آنچه بیشتر در آثار دنیرو به چشم می‌خورد بازی او در «سکوت» است درست برخلاف «آل‌پاچینو».
دنیرو گفتن دیالوگ را به خوبی ریتم و ضرباهنگ می‌شناسد به گونه‌ای که تماشاگر هیچگاه -حتی- از مونولوگ‌های وی خسته نمی‌شود، گویی این مونولوگ‌ها به صورتی شعرگونه بیان شده و با حرکاتی حساب شده همراهند.
بی‌شک رابرت دنیرو بازیگر خلاقی است که باشیوه خاص کشف و شهودش در بازیگری جاودان خواهد شد و نام خود را به عنوان اسطوره‌های بازیگری در تاریخ سینما به ثبت خواهد رساند.
دنیرو تاکنون همواره یک احساس وصف‌ناپذیر را در جریان تماشای فیلمهایش به تماشاگر تزریق می‌کند، تا بدان حد که مخاطب هنگام تماشای فیلم تمامی لحظه‌ها با وی احساس همذات‌پنداری می‌نماید. این در حالی است که خودش می‌گوید: «من دوست ندارم فیلمهای خودم را نگاه کنم و هنگام تماشای آنها به خواب می‌روم».
 

فیلمشناسی:

 سه اتاق در منهتن (ژان‌پیر ملویل - 1965)، تبریکات (برایان دی‌پالما- 1968)، آواز سام (جان.سی. برودریک-1969)، جشن عروسی (برایان دی‌پالما، جان‌شید- 1969)، سلام مادر (برایان دی‌پالما- 1970)، مادر تمام عیار (راجر کورمن- 1970)، جنیفر در ذهن من (نوئل بلک- 1971)، زاده برای پیروزی (ایوان بیسر- 1971)، دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند (جیمز گلدستون- 1971)، طبل را آهسته بزن (جان.دی. هانکوک- 1973)، خیابان‌های پایین‌شهر (مارتین اسکورسیزی- 1973)، پدرخوانده 2 (فرانسیس فورد کاپولا- 1974)، راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی 1976)، 1900 (برناردو برتولوچی- 1976)، آخرین تایکن (الیا کازان- 1976)، نیویورک، نیویورک (مارتین اسکورسیزی- 1977)، شکارچی گوزن (مایکل جیمینو- 1978)، گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی- 1980)، اعترافات واقعی (اولوگراسبارد- 1981)، سلطان کمدی (مارتین اسکورسیزی- 1983)، روزی روزگاری در آمریکا (سرجیو لئونه- 1984)، سقوط در گرداب عشق (اولوگراسبارد- 1984)، برزیل (تری گیلیام- 1985)، ماموریت (رولند جافی- 1986)، قلب فرشته (آلن پارکر- 1987)، تسخیرناپذیران (برایان دی‌پالما- 1987)، گریز نیمه‌شب (مارتین برست- 1988)، چاقوی ضامن‌دار (دیوید.‌هیو.‌جونز- 1989)، ما فرشته نیستیم (نیل جردن- 1989)، استنلی وآیریس (مارتین ریت- 1990)، رفقای خوب (مارتین اسکورسیزی- 1990)، بیداری‌ها (پنی مارشال- 1990)، در مظان جرم (ایروین وینکر- 1991)، بک درافت (ران هاوارد- 1991)، تنگه وحشت (مارتین اسکورسیزی- 1991)، معشوقه (بری پویمس- 1992)، شب و شهر (ایروین وینکو- 1992)، سگ هار و‌گلوری (جان.مک. ناگتون- 1993)، زندگی این پسران (مایکل کیتون جونز- 1993)، داستان برانکسی (رابرت دنیرو- 1993)، فرانکشتاین (کنت برانا- 1994)، کازینو (مارتین اسکورسیزی- 1995)، مخمصه (مایکل‌مان- 1996)، هواخواه (تونی اسکات- 1996)، خوابگردها (بری لوینسون- 1996)، اتاق ماروین (جری زیک- 1996)، قلمرو پلیس (جیمز مگنولد- 1997)، جکی براون (کوئنتین تارانتینو- 1997)، سگ را بجنبان (بری لوینسون- 1997)، آرزوهای بزرگ (آلفونسو کورئون- 1998)، رانین (جان فرانکن هایمر- 1998)، این را تحلیل کن (هارولد رامس- 1999)، کامل (جول شوماخر- 1999)، ماجراهای راکی و بولونیکل (دس مک‌آنو- 2000)، مردان افتخار (جورج تیلمن جرارد- 2000)، ملاقات والدین (جی روچ- 2000)، پانزده دقیقه (جان هرتزفیلد- 2001)، امتیاز (فرانک اوز- 2001)، زمان نمایش (تام‌دی - 2002)، شهر کنار دریا (مایکل کیتون‌جونز- 2002)، موهبت الهی (نیک هالم- 2004)، افسانه کوسه (بیپ برگران، ویکی جانسون- 2004)، ملاقات فاکرز(Fokers) (جی،روچ- 2004)، پل سن لوئیس ری (مگ گوسکان- 2004)، پنهان کن و بجوی (جان پولسون- 2005)، چوپان خوب (رابرت دنیرو- 2006، در مرحله پیش تولید)، یکشنبه شب دوست داشتنی (جاناتان گلازر- 2006، در مرحله پیش‌تولید).

گاو خشمگین

راننده تاکسی

مخمصه


نوشته شده توسط نازی در پنجشنبه 1 شهریور 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 5 شهریور 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ


لینک ثابت || نظر بدید [--]

* آل پاچینو * [بیوگرافی , ]

آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای نژاد امریکایی-ایتالیایی) خانه‌دار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بودند.

وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آن‌جا اقامت کند.

ورود او به عرصهٔ بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند. اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.

در سال۱۹۷۳ او در فیلم‌های مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزهٔ گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.

از دیگر بازی‌های چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم‌های پدرخوانده ۲(۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و عدالت برای همه(۱۹۷۹)» اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلم‌ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت. او می‌گوید: «من برای اسکار بازی نمی‌کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».

او برای بازی در فیلمهایی چون کرامر علیه کرامر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) برای بازی دعوت شد ولی او قبول نکرد.هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دههٔ ۹۰ را برای باید دههٔ نوینی برای پاچینو دانست،زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.از فیلم‌های معروف او در این دهه می‌توان به دیک تریسی، پدرخوانده۳(۱۹۹۰)، فرانکی و جانی(۱۹۹۱)، گلن گری گلنراس(۱۹۹۲)، راه کارلیتو(۱۹۹۳)، التهاب(۱۹۹۵)، تالار شهر(۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند. علاوه بر جایزهٔ اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.

در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.

کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود. قدرت و تاثیر نگاه او صحنه‌های جاودانه‌ای را در تاریخ سینمای جهان خلق کرده است.به‌عنوان مثال بازی استثنایی او در سکانس مرگ سولاتسو و پلیس خیانت کار(پدر خوانده۱) استعداد بی نظیرش را به نمایش می‌گذارد.

پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکتهٔ برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید: «اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند.

در میان ستاره‌های هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند. پاچینو تاکنون ازدواج نکرده‌است اما دارای سه فرزند است كه یکی از آنان دختریی به نام جولی ماریاست (متولد ۱۹۸۸) که در پی رابطهٔ چندین ساله‌اش با مربی بازیگری آموزشگاه لی استراسبرگ، جن ترنت به دنیا آمد و دو فرزند دیگرش دوقلوهایی با نام‌های انتون و اولیویا هستند (متولد۲۰۰۱) كه آن‌ها نیز ثمرهٔ رابطه ناموفقش با بورلی دی آنجلو بودند.

بعد بازی پاچینو با کولین فرول در فیلم ریکرئوت كه منجر به رابطهٔ دوستانه با کولین شد ، ال اعتراف کرد که فرول یکی از استعدادهای نسل جدید هالیوود است .

آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه‌نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود،آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست‌داشتنی باشد.

فیلم شناسی

  • ناتالی و من ۱۹۶۹  
  • وحشت در نیدل پارک ۱۹۷۱
  • عدالت برای همه ۱۹۷۷ 
  • مترسک ۱۹۷۳
  • پدرخوانده ۱۹۷۲
  • پدرخوانده۲ ۱۹۷۴
  • پدرخوانده۳ ۱۹۹۰ 
  • انقلاب ۱۹۸۵ 
  • دیک تریسی ۱۹۸۹ 
  • گلن گری گلنراس ۱۹۹۲ 
  • راه کارلیتو ۱۹۹۳ 
  • التهاب ۱۹۹۵ 
  • تالار شهر ۱۹۹۶ 
  • دنی براسکو ۱۹۹۷ 
  • خودی ۱۹۹۸  
  • صورت‌زخمی ۱۹۸۳  
  • بوی خوش زن ۱۹۹۲ 
  • سرپیکو ۱۹۷۳ 
  • مخمصه ۱۹۹۵  
  • وکیل مدافع شیطان ۱۹۹۷
  • بعدازظهر سگی ۱۹۷۵
  • کافه چینی ۲۰۰۰
  • بی‌خوابی ۲۰۰۲ 
  • اسلم وان ۲۰۰۲ 
  • مردمی که میشناسم ۲۰۰۲ 
  • گیگلی ۲۰۰۳ 
  • تازه سرباز ۲۰۰۳ 
  • فرشتگان در آمریکا ۲۰۰۳
  • تاجر ونیزی ۲۰۰۴
  • دو نفر برای پول ۲۰۰۵ 
  • ۸۸ دقیقه ۲۰۰۵ 
  • مشعل ۲۰۰۶
  • فرانکی و جانی ۱۹۹۰

    جوایز

  • ۱۹۷۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - پدرخوانده
  • ۱۹۷۳ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو
  • ۱۹۷۴ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲
  • ۱۹۷۵ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی
  • ۱۹۷۹ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - عدالت برای همه
  • ۱۹۹۰ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - دیک تریسی
  • ۱۹۹۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - گلن گری گلنراس
  • ۱۹۹۲ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن
  • ۱۹۷۵ - برنده جایزه British Academy بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی.
  • ۱۹۷۵ - برنده جایزه British Academy بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲.
  • ۲۰۰۳ - برنده جایزه Golden Globe بهترین بازیگر نقش اول مرد - فرشتگان در امریکا.
  • ۱۹۹۲ - برنده جایزه Golden Globe بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن.
  • ۱۹۷۳ - برنده جایزه Golden Globe بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو.
  • ۲۰۰۷- برنده جایزه AFI

    پدرخوانده

    Scarface

    مترسک

    Serpico

    AFI

    Scarface

    بعد از ظهر سگی


  • نوشته شده توسط نازی در یکشنبه 28 مرداد 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
    ویرایش شده در دوشنبه 5 شهریور 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ


    لینک ثابت || نظر بدید [--]

    *گفتگو با امین تارخ به بهانه حضور در فیلم« رئیس»* [مصاحبه , ]

    امین تارخ پس از سال‌ها که از حضور او در فیلم "سرب" می‌گذشت، بار دیگر این فرصت را به دست آورد تا در فیلمی دیگر از مسعود کیمیایی حاضر شود.
    تاریخ در "رئیس" رضا شد؛ همان "رضا"ی کیمیایی که این بار در کنار یک "رضا"ی دیگر (فرامرز قریبیان) روایتگر داستان "رئیس" هستند. او که در این فیلم یکی از بیادماندنی ترین بازی هایش را ارائه داده، از همکاری با کیمیایی در این فیلم گفته است.

    پس از سال‌ها دوباره فرصتی پیش آمد با کیمیایی همکاری کنید. از این تجربه مجدد چه حسی داشتید؟
    بعد از فیلم "سرب" این دومین تجربه حرفه ای بازیگری من با آقای کیمیایی است که انصافا تجربه شیرین و لذتبخشی هم بود. فکر کنم کار با کیمیایی برای هر بازیگری یک شانس تلقی شود یا بهتر بگویم نه تنها برای بازیگر، که برای همه عوامل فیلم تجربه با کیمیایی بودن غنیمتی است.

    و این شانس برای بازیگر که بیشتر از سایر عوامل دیده می شود، دوچندان است؟
    کاملا درست است. در واقع باید این گونه گفت که در فیلم کیمیایی هیچکس بازنده نیست، ولی بازیگرها برنده اصلی هستند.

    شما معقتدید در سینمای جدید کیمیایی هم همچنان بازیگرها برنده اصلی هستند؟
    بالاخره کیمیایی همیشه کارگردانی بزرگ و خوشفکر بوده. در کارنامه حرفه ای او آثار درخشان زیادی وجود دارد، کیمیایی کارگردانی زیرک است. ولی آنچه او را از گذشته متمایز می کند، تجربه و پختگی بیشتر اوست.

    این تفاوت در نگاه و تجربه کیمیایی چقدر در "رئیس" برای شما ملموس بود، به ویژه که خودتان هم 20 سال باتجربه‌تر شده‌اید؟
    خیلی طبیعی است که انسان به مرور زمان باتجربه تر و پخته تر از گذشته می شود و این مسئله درباره کیمیایی هم صدق می کند. چیزی که من در کار جدیدم با کیمیایی آن را به وضوح حس کردم این بود که او نسبت به فیلم "سرب" روانتر کار می کند. به علاوه وجه تجربی بودن کار در "رئیس" کاملا ملموس و واضح بود. برای من خیلی جالب و ستودنی است که کارگردانی با این شرایط سنی و تجربه حرفه ای باز هم تجربه را از خود سلب نمی کند.

    منظورتان حذف برخی سکانس‌های فیلم پس از نمایش در جشنواره برای اکران عمومی است؟
    بله! پس از اینکه فیلم در جشنواره نمایش داده شد، آقای کیمیایی پس از ارزیابی های مختلف به این نتیجه رسید که برخی قسمت های آن را حذف کند و اگر ملاحظه کنید فیلم الان تر و تمیزتر و روانتر از نسخه جشنواره است.

    در طول کار چطور؟
    در طول کار هم سکانس هایی که احتمال ریسک داشت را می گرفت و همواره سعی می کرد در نهایت بهترین سکانس گرفته شود.

    کیمیایی علاقه خاصی به "رضا" دارد و جالب اینکه شخصیت رضا در "رئیس" به شما رسید. برایتان جالب بود؟
    بله، آقای کیمیایی نسبت به اسم رضا یک علاقه و نوستالوژی خاص دارد و طبیعتا آن را برای کاراکترهای مثبت فیلم انتخاب می کند. البته فیلم یک "رضا"ی دیگری هم دارد که نقش آن را آقای قریبیان بازی می کند.

    این دو رضا در "رئیس" مکمل یکدیگرند؟
    بله، هر دو به لحاظ طبقه اجتماعی یکسان و به نوعی هر دو کاراکتر مثبت فیلم هستند. تفاوت آنها در ژانر شخصیت آنهاست. این دو رفیق صمیمی از هم جدا می شوند و بعد از دو دهه دست تقدیر آنها را به هم می رساند و در این مدت یکسری تفاوت ها و تحولات شخصیتی برای آنها رخ داده است.

    به طور کلی فکر می کنید فیلم چقدر مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد؟
    خوشبختانه "رئیس" در همین چند روز ابتدایی با استقبال خوبی مواجه شده و امیدوارم تا پایان هم همین گونه باشد. به نظرم خوب است فیلم دیده شود. به خصوص برای آن قشر خاص که سینمای کیمیایی را دوست دارند، جالب خواهد بود.

    آقای تارخ، چقدر امیدوار به همکاری مجدد با کیمیایی هستید؟
    من با کمال میل بازی در "رئیس" را پذیرفتم و امیدوارم این همکاری باز هم ادامه داشته باشد. به هر حال کیمیایی کارگردانی باسابقه است که کارنامه ای آبرومند در سینمای ایران دارد.


    نوشته شده توسط نازی در شنبه 27 مرداد 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
    ویرایش شده در دوشنبه 5 شهریور 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ


    لینک ثابت || نظر بدید [--]



    نوشته های قبلی...

    آخرین نفس های گیشه

    نیکولاس کیج در نقش مگنوم

    کوتاه از برخی بازیگران سریال های رمضان

    امین حیایی، سپیده دم همزمان با کلاه پهلوی

    ترانه علیدوستی، *تردید* با واروژ کریم مسیحی

    گلشیفته فراهانی،سفر به فرانسه

    حمید فرخ نژاد، پایان ارکستر

    * رابرت دنیرو *

    * آل پاچینو *

    *گفتگو با امین تارخ به بهانه حضور در فیلم« رئیس»*

    *فیلم سوم نیکی کریمی،مهاجران ایرانی*

    *شرک ۳*

    * مرد عنکبوتی ۳ *

    * جولی،پیت و بازنشستگی*

    *رئیس*


    صفحات وبلاگ...

    1 2 3

     

    درباره وبلاگ

     وبلاگ من
    ایمیل من
    [yahoo]

    نویسنده

    نازی(22)

    موضوعات

    سینمای ایران(11)
    سینمای جهان(5)
    بیوگرافی(2)
    مصاحبه(4)

    آرشیو

      مهر 1386 (3)
      شهریور 1386 (5)
      مرداد 1386 (14)


    لینکستان


    لینکدونی

    سینما آنلاین (-)
    وای..هرچی بخوای..نترس کلیک کن (-)
    آرشیو لینكدونی


    جستجو



    خبرنامه


    آمار وبلاگ

    بازدید های امروز :
    بازدید های دیروز :
    كل مطالب :
    كل نظرها :
    كل بازدید ها :
    افراد آنلاین : [Online]
    ایحاد صفحه : -


     با تشکر از...

    طراح قالب

    All Powered By :
    MihanBlog.com





    cinema-news.Mihanblog.com